تبلیغات
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

زبان شناسی همگانی دکتر داود مدنی و کامران درخشان - فهرست واژگان انگلیسی با ریشه فارسی F-H

زبان شناسی همگانی دکتر داود مدنی و کامران درخشان

 

F

Farsakh

عربی «فرسخ»، از فارسی «فرسنگ». واح اندازه گیری در حدود ۱۰ کیلومتر.

Farsi

نامی برای زبان فارسی در عربی. در عربی «پ» وجود ندارد و این نام پس از حملهٔ اعراب به ایران به جای «پارسی» در ایران رایج شد.

Faujdar

هندی fawjdaar، از فارسی «فوج دار».«فوج»(عربی)+«دار».افسرجزء در هند.

Faujdari

از فارسی «فوج داری».دادگاه جنایی در هند. Ferghan

از فارسی «فرغانه».منطقه‌ای در آسیای مرکزی.نوعی قالیچه ایرانی که با پنبه بافته می‌شود.با زمینهٔ آبی یا قرمز تیره و با گل حنا رنگ آمیزی می‌شود و بسیار نفیس است.

Feringhee

از فارسی «فرنگی»، از فرانسوی. Frankish.شخص اروپایی.زیرا اولین برخورد مسلمانان با اروپاییان بخصوص اروپایین غربی در زمان «شارلمانی» پادشاه فرانک‌ها رخ داد.عربی«فرنجی» و در عثمانی با تلفظ feringhee.

Fers

انگلیس میانه، از فرانسوی میانه fierce، از عربی«فَرزَن»، از فارسی «فرزین».وزیر شطرنج.

Fida'i

عربی «فداً+»-ی".فداییان و پیروان اسماعیلیه و حشاشین.

Firman

از فارسی «فرمان»، از فارسی باستان framânâ.

G

Gatch

از فارسی«گچ».

Ghee

از فارسی«گَردان».آمیختن.

Galingale

از فارسی «خَلَنجان».گونه‌ای گیاه.

Gherkin

احتمالاً از فارسی میانه angArah«هندوانه».خیار ریز هندی که در خیارترشی استفاده می‌شود.

Ghorkhar

از فارسی «گوره خر».در هند :خرهای وحشی در شمال هند.

Giaour

از فارسی «گئُر/گَبر».(آتش پرست).

Gigerium

از لاتین gigeria امحا پرنده، شاید از فارسی «جگر».

Gizzard

نزدیک یهgysard، تحول یافته یgysar، از انگلیسی میانه giser، gyser، از فرانسوی باستان شمالی guisier «جگر»(مخصوصا برای پرندگان)، از لاتین gigeria، شاید از فارسی که با «جگر» پیوند دارد.

Gul

ریشه شناسی: فارسی «گل».گل سرخ.

Gulhinnai

ریشه شناسی:«گل»+"حناً (عربی).نوعی قالیچه ایرانی.

Gulmohar

ریشه شناسی:هندی gulmohur، از فارسی «گل مُهر».سکهٔ طلا.

Gunge

ریشه شناسه:هندیgãj، از ریشهٔ ایرانی.فارسی «گنج».

Gymkhana

ریشه شناسه:احتمالاً تغییر یافتهٔ (متأثر در واژهٔ gymnasium) هندی gend-khana «جای شلوغ».از فارسی«خانه».

 

H

Halalcor

هندیhalalkhor، از فارسی «حلال خور».

Havildar

هندی hawaldar، «حواله»(عربی)+ «دار».افسر وظیفه و مامور اجرایی در ارتش هند.

Hyleg

از فارسی «هیلاج».وضعیت ستارگان در نجوم برای تخمین زمان تولد.

Hindi

از فارسی «هندی».زبانی بومی در مناطق شمالی هند و رسمی در سراسر هند.

Hindu

از فارسی میانه «هندو»، از اوستایی hendava، از سنسکریت saindhava «هندی».

Hindustan

هندی Hindustan، از فارسی «هندوستان»(سرزمین هندوها). Hindustan is Persian، in Hindu language، the country is called Bharat.

Hircarrah

فارسی «هرکاره».«هر»(از فارسی باستان haruva-)+«کار»(از فارسی میانه، از فارسی باستان kar-)

Homa

hom از فارسی «هوم»، از اوستایی haoma.درختی مقدس برای زرتشتیان و در میانرودان درخت زندگی بود.

 




دانلود کتاب زبان شناسی مقاله زبان شناسی

با نام و یاد خداوند متعال تارنمای زبان شناسی دکتر مدنی در جهت رشد و گسترش رشته زبان شناسی در اردیبهشت 1392 راه اندازی شد.
Dr.madanilinguist@gmail.com

دکتر داود مدنی - کامران درخشان


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کدبازان>