تبلیغات
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

زبان شناسی همگانی دکتر داود مدنی و کامران درخشان - مطالب هفته دوم مهر 1393

زبان شناسی همگانی دکتر داود مدنی و کامران درخشان

A Minimalist Program for Phonology

A Minimalist Program for Phonology
Bridget Samuels
University of Maryland
To appear in The Oxford Handbook of Linguistic Minimalism
1 Introduction
Perhaps the single most important facet of Minimalism is that it turns the
traditional, top-down approach to investigating Universal Grammar (UG) on
its head. As Chomsky (2007:3) describes it, the Minimalist Program “seeks
to approach the problem ‘from bottom up’: How little can be attributed to
UG while still accounting for the variety of I-languages attained[. . . ]?” This
shift in perspective is particularly apparent in more recent Minimalist works
(e.g., Chomsky 2004, 2005, 2007; Boeckx 2006, inter alia), but it is implicit
in the Strong Minimalist Thesis, which dates back to the early 1990’s. The
Strong Minimalist Thesis is, as Boeckx (To appear) puts it, “a challenge to
the linguistic community: Can it be shown that the computational system at
the core of [the faculty of language] is optimally or perfectly designed to meet
the demands on the systems of the mind/brain it interacts with?” We hope
to push the Strong Minimalist Thesis as far as it can go because it encourages
us to make sense of the language faculty’s properties, not in isolation, but
rather within the larger picture of cognition. What’s more, pursuing this line
of inquiry is bound to yield new understanding of the Conceptual-Intentional
and Sensory-Motor systems, because it forces us to think about the legibility
conditions imposed on the language faculty by those other modules.
Despite the way Minimalism has radically reshaped our view of the interfaces,
it seems odd that, as van Oostendorp and van de Weijer (2005:3)
remark, the Minimalist Program “has not been applied to phonology;” similarly,
Pinker and Jackendoff (2005:220) state that “The Minimalist Program,
in Chomsky’s original conception, chooses to ignore. . . all the phenomena of
1
phonology.” But there is no reason why this should be. The following quote
summarizes one of the primary motivations behind the present work:
“For decades, generative linguists have viewed the internal grammar
in terms of the interplay of two types of factors: genetic
endowment, generally referred to as Universal Grammar (UG),
and experience—that is, exposure to e-language. In recent years
this picture has been augmented by a third type of factor: general
principles of biological/physical design. This new focus tends to
worry those who had been hoping for a rich and articulate UG
(see Pinker & Jackendoff [2005]), but on the other hand it is fully
in line with minimalist thinking. A particularly welcome effect
produced by this shift of focus is that we may now reassess the issue
of formal similarities and dissimilarities between syntax and
phonology. For many years, the dominant view has been that
syntax and phonology are fundamentally different. [. . . ] But
general principles of design may very well be active in syntax and
phonology in similar ways.” (van Riemsdijk 2008:227



  • نظرات() 
  • نگاهی به ریشه کلمات " مادر، پدر"

    نگاهی به ریشه کلمات " مادر، پدر"


    در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی ( فَیلی ) هنوز پسوند   « دَر » به کار می رود . مانند « نان دَر » که به معنی « کسی است که وظیفه ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد .»

    مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد .مرگ نیز با مرد هم ریشه است.


    زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است .


    دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی« شیر « بوده و ریشه واژه ی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش » زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود . به daughter در انگلیسی توجه کنید . واژه daughter نیز همین دختر است . gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته می شده.در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت .


    دوغ در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد . آمده است.


    اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.


    پوست در، به پسر تبدیل شده است .در پارسی باستان puthra پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است 


    در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی ( فَیلی ) هنوز پسوند « دَر » به کار می رود . مانند « نان دَر » که به معنی « کسی است که وظیفه ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد .»


    حرف « پـِ » در « پدر » از پاییدن است . پدر یعنی پاینده کسی که می پاید . کسی که مراقب خانواده اش است و آنان را می پاید .پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است . جالب است که تلفظ « فاذر » در انگلیسی بیشتر به « پادَر » شبیه است تا تلفظ «پدر» !


    خواهر ( خواهَر )از ریشه «خواه » است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است . خواه + ــَر یا ــار در اوستا خواهر به صورت خْـوَنــگْـهَر آمده است . 


    بَرادر نیز در اصل بَرا + در است . یعنی کسی که برای ما کار انجام می دهد. یعنی کار انجام دهنده برای ما و برای آسایش ما .

    « مادر » یعنی « پدید آورنده ی ما » . 


    اهو :از صفت  آسو که در زبان اوستایی به معنی تند وتیز است


    بیان می شود


    آیینه :ازریشه آذین به معنی زینت کردن است وآدینه


    هم به معنی روززینت است


    ایرانیت:این کانی به وسیله ی دو فرانسوی درشمال غربی


    انارک کشف شد واین دو مرد به دلیل مهمان نوازی ای کانی


    را به همین نام خواند


    بازار:کلمه ی با  به معنی آش می باشد وزار پسوند مکان


    میباشد مکان برای خرید آش بیمار بی پیشوند نداری وما ر به معنی سلامتی


    خر بزه (احمد کسروی):در زبانهای باستان ایران بزه به معنی


    خیار بوده وخر به معنی بزرگ امروزه در مناطقی از کهکیلویه به


    خربزه خیار گویند


    دارکوب :دار به معنی درخت میباشد وکوب از کوبیدن


    دفتر:کلمه ی یونانی به معنی پوست حیوانات دلیل آن به


    خاطر نوشتن روی پوست در قدیم


    دیکته:با دیکتاتور  هم ریشه است به معنی تحمیل کردن زیرا


    گفتن بی کم وکسر باید نوشته شود


    بَرادر نیز در اصل بَرا + در است . یعنی کسی که برای ما کار انجام می دهد. یعنی کار انجام دهنده برای ما و برای آسایش ما .


    « مادر » یعنی « پدید آورنده ی ما » . 


    اهو :از صفت  آسو که در زبان اوستایی به معنی تند وتیز است


    بیان می شود


    آیینه :ازریشه آذین به معنی زینت کردن است وآدینه


    هم به معنی روززینت است


    ایرانیت:این کانی به وسیله ی دو فرانسوی درشمال غربی


    انارک کشف شد واین دو مرد به دلیل مهمان نوازی ای کانی


    را به همین نام خواند


    بازار:کلمه ی با  به معنی آش می باشد وزار پسوند مکان


    میباشد مکان برای خرید آش بیمار بی پیشوند نداری وما ر به معنی سلامتی


    خر بزه (احمد کسروی):در زبانهای باستان ایران بزه به معنی


    خیار بوده وخر به معنی بزرگ امروزه در مناطقی از کهکیلویه به


    خربزه خیار گویند


    دارکوب :دار به معنی درخت میباشد وکوب از کوبیدن


    دفتر:کلمه ی یونانی به معنی پوست حیوانات دلیل آن به


    خاطر نوشتن روی پوست در قدیم


    دیکته:با دیکتاتور  هم ریشه است به معنی تحمیل کردن زیرا


    گفتن بی کم وکسر باید نوشته شود



  • نظرات() 



  • دانلود کتاب زبان شناسی مقاله زبان شناسی

    با نام و یاد خداوند متعال تارنمای زبان شناسی دکتر مدنی در جهت رشد و گسترش رشته زبان شناسی در اردیبهشت 1392 راه اندازی شد.
    Dr.madanilinguist@gmail.com

    دکتر داود مدنی - کامران درخشان


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :




    کدبازان>