تبلیغات
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

زبان شناسی همگانی دکتر داود مدنی و کامران درخشان - مطالب هفته اول مرداد 1394

زبان شناسی همگانی دکتر داود مدنی و کامران درخشان

زبان آموزی در تعلیم و تربیت کودکان

معنی دار ترین مرحله رشد وتکامل در دوران طفولیت ظهور زبان می باشد. تکلم وجه تمایز انسان وحیوانات است.بازی کودک،دراین مرحله که لغات رافرامی گیرد جنبه جدیدی پیدا می کند. بچه بطور طبیعی با توانایی تکلم متولد می شود.اما اگر نتواند لغات بکار رفته رابشنود در مرحله تولید صدا به گونه ای رضایت بخش پیشرفت نخواهد کرد. وقتی مادر کودک به آرامی بااو صحبت می کند کودک لبخند می زند واحساس آرام بخشی دراوپدید می آید و صداهابرای او بتدریج دارای معنا می گردند،کودک در شیر خوارگاه از ریتم و تن قافیه های شعر خیلی لذت می برد .از طریق اشعار ساده و قافیه های مناسب دامنه لغات طفل گسترش می یابد وبه معانی واژه ها ی قبل از آنکه بتواند آنها را بازگوکند وقوف می یابد.مادر دانا درتماس روزانه خود با کودکش صحبت می کند حتی اگر فقط کودک واکنشهای خیلی ساده بروز دهد. دراین حالت مادر به کودکش درتمیز قائل شدن بین صداها کمک می کند .همچنین مادر می تواند صداهائی را تقلید نماید وتوجه کودک رابه صداهای تولیدی جلب کند و بین طفل و خودارارتباط برقرار کند.اگر این کار به طور منظم انجام شود کودک صداهای بیشتری رااز مادر فرا می گیرد و زبان و دهان کودک برای تکلم ورزیده می شود.با تشویق های مادر کودک قادر می شود کلمه های اولیه را شکل دهد.صداها را فراگیرد و تولید نماید.وقتی طفل صدای(مام)راازحلقوم خارج می سازد مادرمغرورانه به روی طفل لبخند می زند و باشادی و اشتیاق مام را تکرار می کند.وبدینسان طفل واژه رافرامی گیرد .درطول دوسالگی دسترسی می یابد،دراین مرحله که بچه زبان باز می کند وصدای مختلفی تولید می کند اکثر والدین مصمم هستند که کودک خود اجازه ندهند این نوع زبان رابکار برد. آنها می کوشند که کودکانشان کلمه صحیح وبا معنی رابیان کند تا واژه های بی معنی ،غافل از اینکه این مرحله ،مرحله ای معین و ضروری است که طفل بایستی برای تکلم بعدی از آن عبور نماید.همانطور که والدین نمی توانند از کودک بخواهند بعد از مرحله نشستن بدون وساطت مراحل خزیدن و ایستادن یکباره راه بروددرمورد تکلم هم نباید از کودک انتظار داشت که بعداز تولید صداهای نامفهوم یکباره واژه ای که آمادگی پذیرش آن را ندارد وادار شود.

اهمیت تحصیل زبان زودتر از موعد مقرر امکان ندارد.اما هر چه محیط غنی تر و حرکات کودک به صورتهای بازی بیشتر باشد رشد یادگیری کودک نیز بیشتر خواهد شد.و تکلم و استفاده مناسب از کلمات به تدریج موجبات اجتماعی شدن کودک را فراهم می کند.

با بزرگتر شدن کودک و بحث کردن با کودکان دیگرو بزرگسالان یکی از اصولی است که از طریق آن کودکان مفاهیم ذهنی خود را با دیگران مقایسه می کنند و نظری مبتدی بر عینیت از واقعیتها به دست می آورند.همچنین برخی از محققین اظهار می دارند که تفکر کودک به زبان او بستگی دارد . برای برخورداری از زبان غنی و وسیع بایستی دامنه خزانه لغت کودک را افزایش داد تا ابزار لازم را برای طبقه بندی و تعمیم که ساخت پیچیده ای دارند به دست آورند و مفاهیم زمان و فضا را درک کنند.

 

اختلال در خواندن

اختلال در خواندن عبارت از یادگیری یا آموزش ناکافی کلامی می باشد.اغلب کودکانی که این اختلال رادارنداظهار می کنند:می توانیم خوب فکر کنم ولی کلمات را فراموش می کنم ونمی توانم آنها را مرتب کنم.کودکان در کلاسهای ابتدایی ویا قبل از آن خواندن ،نوشتن وهیجی کردن را می آموزند و به وسیله کلمات نوشته شده ویا گفته شده افکار شان رابه روشنی بیان می نمایند.لیکن در مورد بعضی از افراد که حدود یک دهم کل جمعیت کودکان در سنین شروع مدرسه راتشکیل می دهند،این یادگیری مشکل است ،برای این افراد پیشرفت در رشد شخصی در مدرسه ومحل کار نیز مشکل است(اگر این مشکل به حدی باشدکه فرد را دچار مسئله کند وتوانایی یادگیری اوهماهنگ باسایر توانایی هایش درخانه ومدرسه نباشد،آن را اختلال درخواندن یا مشکل خاص زبانی می نامند.)

 

مشخصات کودکان دارای اختلال خواندن

1-کودک می گوید(می توانم به خوبی فکر کنم)یعنی هوش،بینایی،کنترل حرکتی ورشدفیزیکی اومانندافراد دیگر خوب تاضعیف متفاوت است.او در رابطه بازندگی در محیط مدرسه وخانه مشکلات زیادی نداردبهجز مشکلاتی که از ناتوانی گویایی اوناشی شده وباعث دلسردی وپریشانی می گردد.

2-کودک می گوید((من کلمات رافراموش می کنم))اونمی تواندتمام کلمات

رابادیدن بیاموزدوبه خاطر بیاوردوبه همین دلیل در خواندن درسهای معمولی دچار اشکال می شود.

3-کودک اغلب نمی تواند کلماتی را که می خواهد ادا کند به خاطر بیاورد((اوه))می دونی چیزی که با آن می نویسم.....دیروز،منظورمفرداست....

4-او نمی تواندکلمات رامرتب کندکلمات با اشتباهات مکررادا می شوند ویاازنظردستوری غلط هستندمرتب کردن حروف در موقع هجی کردن مشکل تر است.

5-احتمال دارد کودک بطور کلی دست و پاچلفتی باشد ویافقط درگرفتن مدادهماهنگی خوبی نداشته باشدوبه این دلیل نوشته هایش دارای نظم کافی نبوده وکندوناقص باشد.

6-امکان دارددرریاضیات اشکال داشته باشد.اودرسازماندهی و اداره امور زندگی روزمره اش مشکل داردودرانجام تکالیف و جهت یابی گیج می شود.

اختلال خواندن نوعی بیماری نیست بلکه نوعی از تفکر است :غالب اوقات اختلال خواندن ناشی از تیز هوشی کودک است.بسیاری از افراد مشهور ،فعال و خلاق دچار این اختلال بوده اند.

یکی از محققین به نام مک دونالد گریچلی می گوید که اختلال در خواندن یک مشکل ژنتیکی است و به عقب ماندگی عمومی هوش مربوط نمی شود ویا همراه بابی ثباتی عاطفی یا نقص فیزیولوژیک (ازجمله نقص بینایی)نیست دردیدن مشکلی وجود ندارد بلکه اشکال در تفسیر سمبلهای بینایی است.

از نظر عصب شناختی این اختلال به ناحیه گیجگاهی نیمکره غالب مغز نسبت داده می شود .بسیاری از معلمان شاگردان زرنگی درکلاس دارند که دریادگیری مهارتهای اساسی زبان مثل خواندن،نوشتن،هجی کردن و بعضی مواقع درگوش دادن و سخن گفتن ناتوان هستند.البته میزان وجود مشکل درافرادمختلف متفاوت است و حداقل یک دهم از افراد مشکلات جدی دارند این مشکلات عموما مانع پیشرفت درسی می شود و اغلب روی سلامتی روانی و وظایف اجتماعی و اقتصادی و خلاقیت فرد نیز تاثیر گذارند.

 

تاریخچه مطالعات در مورد اختلال خواندن:

اولین بار اختلال خواندن به وسیله پزشک انگلیسی به نام مورگان مطرح و مورد تحقیق قرار گرفت .مورگان پسر بچه 14 ساله را معرفی کرد که علیرغم داشتن هوش کافی در تلفظ خواندن  و هجی کردن اشکال داشت. چون شاهدی بر وجود ضایعه مغزی در وی مشاهده نمی شد ،مورگان اظهار کرد که این نقص باعث اختلال در دخیره درک بینایی کلمات می شود. اولین توصیف جامع از اختلال خواندن خاص توسط پزشک انگلیسی دیگر به نام « هنشل وود» در سال 1900 به عمل آمد.توصیف او در مورد ناتوانی خواندن شبیه به توصیف مورگان بود.او نیز با این اختلال به عنوان کوری کلمه مادر زادی برخورد کرد. مورگان و هنشل وود هر دو احتمال دادند که نقص موضعی مخصوصاَ در قسمتهایی که مسئول ذخیره تصورات بینایی هستند وجود دارد.

اورتون :محقق امریکایی نیز در مورد اختلال خواندن نظر داد که ناتوانی خواندن به تاخیر در رشد مربوط است که این تاخیر ناشی از عدم تثبیت طبیعی برتری طرفی برای زبان می باشد. به علت وجود نقص در تثبیت برتری طرفی ،احتمالاَ ناتوانی خواندن نشانه ای از درک بینایی غلط است که همراه با اشتباه فضایی در لب خوانی و درک غلط از ب بجای ث  یا بات به جای تاپ می باشد. وی معتقد است که به طور کلی با بلوغ فرد اشتباه در شکل حروف در غالب کلمات رفع می شود اما ممکن است اشتباه در جهت یابی باقی بماند علاوه بر این اورتون معتقد بود که تئوری وی به اشکال در مهارتهای مربوط به خواندن مثل هجی کردن و نوشتن با دست مربوط است. مثلاَ او ناتوانی هجی کردن را به نقض در تثبیت سمبل های بینایی حروف و کلمات نسبت داد.کودکانی که چنین اشکالی داشتند به عنوان افرادی که در درک بینایی کلمه اشکال داشتند مورد بررسی قرار گرفتند.

«رابینویچ» از اولین کسانی بود که امکان ارتباط ناتوانی خواندن رشدی با اختلال زبانی را مورد بررسی قرار داد. 

«مایکل باست»و همکارانش نظر دادند که دو نوع اختلال خواندن وجود دارد آنها این دو نوع اختلال را به اختلال خواندن بینایی و اختلال خواندن شنیداری نامگذاری کردند.تصور آنها بر این بود که اختلال خواندن بینایی به علت نقائص در درک بینایی و حافظه بینایی ایجاد می شود .کودکانی که این اختلال را دارند ،در صورت تلاش مطلوب برای بهبودشان،قادر به یادگیری خواندن از طریق شنوایی خواهند بود.

کودکانی که اختلال خواندن شنیداری دارند در موارد متعددی ،نظیر تشخیص صداهای گفتاری ،ترکیب صداها ،نشانه گذاری،و نامگذاری و پردازش شنیداری اشکال خواهند داشت.

از نظر کیفی ،اشکالات خواننده های ضعیف در دوره مختلف رشدی،متفاوت است مشکلاتی که خواننده در وهله اول با آنها مواجه می شود ناشی از اختلال در درک بینایی است. در طی سنین 9 تا 12 سال باید مشکلات زبانی و درکی آشکار شوند که از آن به بعد ،علت اصلی اختلال خواندن را تشکیل می دهند.

تئوری ستز satz بر خلاف تئوری های چند عاملی دیگر،تصریح می کنند که تنها عامل «کندی عمومی رشد» علت نهایی اختلال است .

 

 جمع بندی و نتیجه گیری از تئوری های اختلال خواندن:

تئوریهای تک عاملی و چند عاملی جنبه های مشابه و متفاوتی با هم دارند.بیشتر این توصیفات در تاکید بر روی اختلال عملکرد درک ،مشابهت دارند.تعداد زیادی تاکید می کنند که نقص در سازماندهی فضایی بینایی است،عده ای نیز از این دیدگاه حمایت می کنند که امکان دارد اختلال در خواندن یک اختلال رشدی ساختاری باشد که از نظر کیفی با اشکالات خواندن ناشی از عوامل خارجی متفاوت است.اکثر محققین علت اساسی ناتوانی خواندن را به اشکالات نورولوژیکی نسبت می دهند و فقط عده کمی به تظاهرات رفتاری مشکل توجه کرده اند.

تئوری های چند عاملی بر روی عوامل شنیداری و زبانی بیش از تئوریهای تک عاملی تکیه می کنند.اما در عوض امکان وجود اختلال عملکردی در جریان بینایی را نادیده می گیرند.

توصیف و سبب شناسی در تمام تئوریها بر پایه چهار اصل استوار است:

1-   درک بینایی و حافظه بینایی مختل

2-   ترکیب بین حسی مختل

3-   یادآوری مختل نظم توالی ها و سری ها

4-   پردازش کلامی مختل

 

 

ارزشیابی مشکل:

منظور از اختلال خواندن ،هم اشکال در صحبت کردن و هم خواندن کلمات است .در کودک خردسال امکان دارد الگوی ناقص گفتار در طی رشد کودک باعث اشکالات خواندن و هجی کردن بشود.این نکته ثابت شده است که افراد دارای اختلال نسبت به افراد طبیعی تمایل زیادتری دز غلط گوئی کلمات دارند گفتار آنها ممکن است قابل فهم نباشد.چون اگر چه ممکن است الگوی زبانی کلمات صحیح باشد اما تولید صدا هانادرست است.یا ممکن است صدارادرست تولید کننداما تکیه هادر محل های نامناسب صورت می گیرد .آنها اغلب فاقد قدرت تفکیک بین حروف وصدای آنها می باشند.همچنین امکان دارد هجاها رادرگفتار ونوشتار جابجا کرده  ومعکوس نماید.اشکال این کودکان از نظر گفتاری به حدی نیست که به گفتار درمانی مراجعه کنند.اما دربیشتر موارد معلم به خاطر مشکلات خواندن آنهارابه باز خوانی وارجاع وامی دارد.این کودکان در وهله اول باید از نظر عملکردذهنی تست شوند واگرهوش آنهاطبیعی باشد می توان به وجود اختلال خاص خواندن مشکوک شد.بعد از ارزیابی ،اگر مشخص شد که کودک دچار اختلال خواندن است،مشاوره برای والدین اولین کار لازم است.اگر کودک بزرگ باشد می توان مشکل وی رابرایش توضیح دادوبه او اطمینان دادکه باهمکاری وانجام تمرینات مربوط به خواندن ونوشتن نقص اورابرطرف خواهد شد و این مسئله موجب پیشرفت وی خواهد گردید.

والدین باید صبور باشندواوراتحت فشار قرارندهند وازبیش از توانائیش انتظار نداشته باشند.ممکن است او فاقد واژگان کافی درذهن بوده ودرجمله سازی دارای مشکلاتی باشد برای ارزیابی میزان لغات و جملات نسبت به سن کودک می توان از جدول مربوطه استفاده کرد.

 

شیوه های آموزشی معمول برای کودکان دارای اختلال خواندن

درحال حاضر درکشورهای مختلف شیوه های متفاوتی برای آموزش این نوع کودکان وجود دارد.لیکن اکثر متخصصین در استفاده از شیوه های زیر اتفاق نظر دارند.

1-شیوه انفرادی:خواندن انفرادی شیوه ای می باشد که درآن به دانش آموز اجازه داده می شود مستقل از گروه پیش برود. این شیوه دیداری-شنیداری(LOOKLISTEN-LEARN)است.دراین شیوه دانش آموزان هر کدام بطور جداگانه می خوانندوبصورت انفرادی توسط معلم آموز ش داده می شوند.سپس دانش آموزان در گروههای کوچک شرکت می کنند تا مهارت خود را توسعه دهند.

2-شیوه تجربه زبانی:اولا این شیوه بینایی-شنیداری است.دراین شیوه ازدانش آموزان خواسته می شود درباره یک تجربه مشترک بحث کنند و بعد درمورد آن داستان کوتاه بگویند ویا  بنویسند.سپس داستان ،موضوعی برای استفاده درآموزش خواندن می شود .

3-شیوه آموزش الفبای اولیه:این شیوه یکی از چند پیشنهادی برای مقابله (برخورد)بامشکل است که درآن هر حرف زبان بهچندین شیوه نوشتاری نمایش داده می شود.راه حل الفبای اولیه از طریق ایجاد یک رابطه حرفی –آوائی  ثابت یک تغییر موقتی در نوشتار زبان برای خواننده مبتدی ایجاد می کند.

4-شیوه کد گذاری رنگ:این شیوه به اضافه کردن بعد رنگ بر ثبات نوشتاری زبان تاکید می کند.درکد گذاری رنگ یک رنگ ثابت ومشخص رابرای یک حرف اختصاص می دهند که دراینجا به شیوه های مختلف نمایش صدا در شکل عادی نوشتاری توجه نمی شود.

5-شیوه موضوعات برنامه ای:در این شیوه اطلاعات بصورت بخش بخش ودرقالبها ومراحل کوچک ارائه می شود که دانش آموزباید درهر قسمت به سوال جواب بدهد.جوابها ی درست او مشخص می شوند تا آنها رابفهمد.دراین شیوه دانش آموزان به نسبت توانایی خود پیشرفت می کنند و نقش معلم اندازه گیری میزان پیشرفت و اجرای تست های پیشرفت درفواصل زمانی خاص می باشد.

6-شیوه انتخابی :در این شیوه  دانش آموز در معرض ترکیبی از شیوه ای قبلی قرار می گیرد. معلم ورزیده کسی است که از این شیوه بصورت موثری استفاده کند.

7-شیوه فرنالد:معلمانی که از این شیوه استفاده می کنند معمولا با یک مرحله رد گیری شروع می کنند به این معنی که معلم کلمه را می نویسدو دانش آموزان گوش می دهند. سپس دانش آموزان کلمه را مشاهده می کنند و با تعقیب کلمه می خوانند(این کار را بطور مداوم انجام می دهند تا موقعی که بتوانند کلمه رابنویسند)سپس درهمان حال که کلمه را می نویسند آن را می خوانند.البته درمراحل پیشرفته نیازی به تعقیب کلمه نیست .در سرتاسر مراحل کلمات بصورت یک کل آموخته می شود بطور طبیعی تلفظ مشد و ضمن ردگیری هجاها خوانده شده و یانوشته می شوند شیوه ردگیری کوششی برای کسب حداکثر تحریک در یادگیری کلمه است.مثال :با.با-دو.چر.خه               

 شیوه فرنالدیک شیوه تجزیه ای محسوب می شود.

8-شیوه گیلینگها:این شیوه بر خلاف شیوه تجزیه ای فرنالد ،یک شیوه ترکیبی است.دراینجا آموزش صداهای حروف و بعد قراردادن آنها در داخل کلمات مد نظر است.بسیاری از معلمان این شیوه آشنای آوائی مربوط می دانند.تفاوت آنهادراین است که این شیوه براساس رابطه نزدیک عناصر بینایی،شنیداری وحرکتی استواری می باشد.

 

 

 

دلایل اختلالات زبان

عقب ماندگی ذهنی و تاخیر در مهارتهای زبانی

بعضی از کودکان در زمانی که انتظار می رود، به طور طبیعی قادر به گفتن کلمات و یا ساختن جملات و سخن گفتن نیستند ،به احتمالی دچار عقب ماندگی هوشی می باشند.برای آنکه کودک قادر به تکلم باشدباید از میزان لازم بهره هوشی بر خوردار باشد.کودکانی که دچار عقب ماندگی ذهنی شدید هستند معمولاَفقط برای بیان خواسته های خود از گریه ،فریاد و صداهای نامفهوم استفاده می کنند.

اختلالات عاطفی و نارسایی تکلمی

گاهی اوقات تاخیر زبان و یا نارسایی تکلمی‌ در کودکان منشا عاطفی وهیجانی دارد،این نوع اختلال معمولاَ به دلیل هیجانات شدید و ضربه ها و شوک های عاطفی در این کودکان عارض می گردد،این قبیل اختلالات تکلمی را گاهی نیز لالی عاطفی یا سکوت مرضی می گویند.احتمال وقوع این گونه نارسایی در میان کودکانی که در محیط های پرتشنج و یا مناطق جنگی قرار دارند و در معرض انفجارات پی در پی هستند ،بیشتر است.

اختلالات تکلمی و ضایعات مغزی و عصبی (آفازی)

گاهی بر اثر ضایعات مغزی و صدمات وارده بر سلسله اعصاب مرکزی کودک فاقد توانایی سخن گفتن می شود .این قبیل کودکان همواره دارای مشکلاتی در زمینه خواندن،هجی کردن ،حساب کردن ،اشاره و صحبت کردن می باشند.ممکن است کودک دچار گیجی و بی قراری هیجانی شده و قادر به خاطر آوردن کلمات معمولی نباشد و یا به غیر از راهنمایی های بسیار ساده هیچ مطلب دیگری را متوجه نشود .از ویژگی های بارز این کودکان حالت دمدمی بودن آنهاست.از لحظه ای به لحظه دیگر تغییر میکنند.ا اختلالات تکلمی فقط یکی از نتایج احتمالی ضایعات مغزی است.

اختلالات دستگاه صوتی و نارساییهای تکلمی

در بعضی موارد اختلالات دستگاه صوتی موجب نارسایی های تکلمی می شود .تقریباَ یک نفرازهرهزار کودکی که متولد می شوند به نحوی دچار نقیصه ای در سقف دهان و یا در لب بالایی می باشند.کودکان مبتلا به چنین عارضه ای معمولاَاز تلفظ کامل کلمات عاجز بوده و غالباَحروف را به جای یکدیگر به کار می برند ،آنها معمولاَ در اصطلاح تودماغی و با خرخر صحبت می کنند .

اختلالات شنوایی و نارساییهای تکلمی

نارساییهای تکلمی ‌که منشا آنها اختلالات شنوایی است، معمولا متاثر از حداقل سه ویژگی خاص از اختلالات شنوایی است. این ویژگیها عبارتند از سن وقوع نقص شنوایی ، میزان و نوع اختلالات شنوایی. چنانچه وقوع اختلالات شنوایی به میزان ضعیف قبل از سن به سخن آمدن کودک باشد، ممکن است موجب تاخیر در صحبت کردن کودک گردد. چنانچه وقوع اختلال شنوایی به میزان ضعیف بعد از رشد طبیعی کودک در صحبت کردن باشد ممکن است چندان تاثیری در صحبت کردن کودک نداشته باشد. 

در صورتی که وقوع اختلال شنوایی به میزان متوسط و یا خیلی زیاد ، قبل از یادگیری زبان باشد تاثیر بسیار شدیدی بر رشد طبیعی زبان کودک می‌گذارد. و ممکن است سبب شود که کودک بدون استفاده از برنامه‌های مستمر و دایمی ‌و ویژه گفتار درمانی هرگز قادر به رشد زبان و صحبت کردن نشود. اگر چنین اختلالاتی به همین میزان بعد از تحصیل زبان و صحبت کردن عارض فرد شود، ممکن است تنها تاثیر کمی‌ در کیفیت او گذارده و تغییراتی در تن صدا و ادای کلمات ایجاد گردد. کودکان سخت شنوا نیز ممکن است در تحصیل مهارتهای زبانی دچار اشکال شوند و در تلفظ و ادای صحیح کلمات مشکلاتی داشته باشند.

 

لکنت زبان

لکنت زبان نوعی اختلال گفتار است که مشکلاتی رادر برقراری ارتباط با سرعت مناسب وبه طور پیوسته و روان ایجاد می نماید. درواقع لکنت عبارت است از تکرا،کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه که فرد قصد بیان آن را دارد.در اینجا معمولا همراه با تلاش برای بیان درست کلمات ،تغییراتی نیزدر سر گردن به شکل پلک زدن،شکلک در آوردن ،لرزش فک ،لبها و یا کج کردن سر دیده می شود.

در این بیماری سلیس و روان بودن تکلم از بین رفته است .شخص فکر می کند روی گفتار خود تسلط و کنترل لازم را ندارد و در نتیجه دچار واکنش های رفتاری و عاطفی می گردد.

 

علائم هشدار دهنده لکنت:

لکنت زبان صرفا یک مکث یا انفصال در جریان طبیعی کلام که ما آن را نا روانی کلامی می نا میم نیست. بلکه لکنت زبان توام است با واکنش های لحظه ای فرد به هنگام مواجه شدن بامشکل گویایی.

بعضی ازعلائم به شرح زیر است:

 

 


ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • کتاب‌هایی برای درک مطلب و واژگان تافل









  • نظرات() 
  • کتابی درباره زبان‌شناسی زیستی

    از مهمترین کارهای چامسکی این بود که باعث شد مفهومی به نام زبان‌شناسی زیستی مورد توجه زبان‌شناسان قرار بگیره. البته این اصطلاح رو شخص دیگه‌ای قبلا به کار برده بود و تحقیقاتی هم در این مورد صورت گرفته بود اما خود چامسکی هم اون رو پذیرفت و البته برنامه کمینه‌گرایی تاثیر زیادی در این مورد داشت. این کتاب شما رو به خوبی با این مفهوم آشنا می‌کنه.

    چامسکی فرضیه تکامل زبان از نظام‌های ساده‌تر ارتباطی حیوانات در انسان رو رد می‌کنه و حتی در کتاب زبان و ذهن خودش به کارل پوپر فیلسوف معروف انتقاداتی رو به این دلیل وارد می‌کنه. او زبان رو ذاتی ذهن می‌دونه و اعتقاد داره ساختارهای بیولوژیکی مغز انسان باعث میشه محدودیت‌ها در زبان‌ها شکل بگیرند. همین باعث توجه و گسترش بیشتر مفهوم زبانشناسی زیستی شد.

    این کتاب رو که تشکیل شده از چند مقاله هست بخونید که خیلی مفیده.

     

    The Biolinguistic Enterprise

     



  • نظرات() 
  • زبان‌های اصلی جهان

    برنارد کامری یکی از مطرح‌ترین رده‌شناسان زبان هست. در این کتاب به بررسی 39 زبان دنیا می‌پردازه که برای علاقه‌مندان جالب توجه هست.



  • نظرات() 


    • کل صفحات:2  
    • 1
    • 2
    •   
    دانلود کتاب زبان شناسی مقاله زبان شناسی

    با نام و یاد خداوند متعال تارنمای زبان شناسی دکتر مدنی در جهت رشد و گسترش رشته زبان شناسی در اردیبهشت 1392 راه اندازی شد.
    Dr.madanilinguist@gmail.com

    دکتر داود مدنی - کامران درخشان


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :




    کدبازان>